+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 17:16 توسط خدیجه
|
همین امشب!
قول می دهم فقط قطره های پاکش را بغل کنم!
و بی هیچ اشکی دستهایش را بگیرم
قول می دهم
فقط بویش را حس کنم!
اصلا اگر ببارد
فقط از پشت پنجره نگاهش می کنم
قول می دهم برایش شعر نگویم
فقط... می شود؟امشب.... ؟
خدایا
دلم به اندازه تمام روزهای بارانی گرفته

که گمان نکنم خودت هم بداني
اين که داري ميخوانيش ،
خود تويي ...

هیس…
حواس تنهایی ام را
با خاطرات
باتو بودن
پرت کرده ام…بگو کسی حرفی نزند...
بگذار
لحظه ای آرام بگیرم

یه نفر
یه جایی
تمام رویاهایش لبخند توست
و زمانی که به تو فکر میکنه
احساس میکنه که زندگی واقعا با ارزشه
پس هرگاه احساس دلتنگیشو کردی
این حقیقت رو بخاطر داشته باش
اون یه جایی
در حال فکر کردن به توست

از لج تو . . . از لج خودم . . .
که حاضر نبودم یکبار این ها را واقعی به تو بگویم ...
